دالایی لاما و آرتور بروکس: همه ما میتوانیم چرخه نفرت را بشکنیم
- Farbod Dadmehr
- Jan 3
- 4 min read
دالایی لاما وآرتور سی. بروکس
۱۱ مارس ۲۰۱۹

iStock
انسانها اشتیاق عمیقی دارند که با هم در هماهنگی باشند. مردم تنها زمانی کاملاً احساس زنده بودن میکنند که پیوندهای محبت با یکدیگر را تجربه کنند. همه، از هر دین و مذهبی یا بیدین، این حقیقت را میدانند و اکثر آنها آشکارا آن را ابراز میکنند.
و با این حال مردم بیوقفه در کشمکشاند. اگرچه خوشبختانه امروزه اکثر کشورها درگیر جنگ نیستند، اما این دوران، دوران قطبیشدن جهان انسانهاست. کلمات اغلب با تحقیر بیان میشوند؛ تفاوتهای فلسفی به شکل سلاحهای جنگی دیده میشوند؛ کسانی که صرفاً با دیگری توافق ندارند، «دشمن» تلقی میشوند. اغلب در اینترنت -که به عنوان انجمنی برای وحدت راهاندازی شد- مردم ناشناس به یکدیگر حمله میکنند.
این وضعیتِ تضادِ مداوم، منبع اصلی فشارهای عصبی و غم برای میلیونها نفر است. آیا راه حلی وجود دارد؟
ما معتقدیم که پاسخ مثبت است. علاوه بر این، مانند همه مشکلات بزرگ، در این بحران فرصتی نهفته است. قطبی شدن، بذرهایی را برای تعالی شخصی و پیشرفت معنوی در خود دارد.
اول از همه، راه حل این نیست که مردم صرفاً با یکدیگر توافق کنند یا از بروز اختلاف نظر جلوگیری کنند. داشتن ایدههایی که با ایدههای دیگران متفاوت است، هیچ اشکالی ندارد و ذاتاً مخرب نیست. برعکس، اختلاف نظر در یک جامعه کثرتگرا برای یافتن بهترین راهحلها برای مشکلات ضروری است. توانایی مخالفت آزادانه یکی از نعمتهای بزرگ دموکراسی مدرن است.
راه حل -و فرصت برای هر یک از ما- نه در عدم توافق کمتر، بلکه در درک روش مناسب برای ابزار عدم توافق با دیگران است، حتی زمانی که با ما با نفرت رفتار میشود. سرنخ ارزشمندی را میتوان در سخنان استاد بودایی هندی قرن هشتم، شانتیدِوا، یافت در متن جالب خود با عنوان «راهنمایی برای شیوه زندگی بودیساتوا» نوشته است: «موجودات سرکش به اندازه فضا نامحدودند / نمیتوان بر همه آنها غلبه کرد، / اما اگر من به تنهایی بر افکار خشم خود غلبه کنم / این معادل ناپدید شدن همه دشمنان خواهد بود.»
در ابتدا، سخنان او تا حدودی طعنهآمیز به نظر میرسد، گویی شانتیدوا در حال ارائه توصیههای استراتژیک در مورد چگونگی پیروزی در یک بحث است. این کمی شبیه شیوه بیان آبراهام لینکلن است که میپرسد، "آیا وقتی دشمنانم را دوست خود قرار میدهم، آنها را نابود نمیکنم؟"
با این حال، اینجا کمی سوءتفاهم هست. در این نقل قولها، غلبه بر دشمنان و نابودی آنها به هیچ وجه به معنای بدرفتاری با دیگران یا حتی جستجوی پیروزی بر آنها به معنای سنتی نیست. هدف، غلبه بر شخصی که او را دشمن خود میدانستم نیست؛ بلکه نابود کردن این توهم خویشتن است که او از اصل دشمن من بوده است. و راه انجام این کار، غلبه بر احساسات منفی خودم است.
شاید اتخاذ این رویکرد برای شما غیرواقعبینانه به نظر برسد، مانند نوعی انضباط که فقط یک راهب میتواند از طریق سالها مراقبه متمرکز به آن دست یابد. اما این درست نیست. شما هم میتوانید صرف نظر از نظام باورهایتان این کار را انجام دهید. رازش این است که حتی وقتی با دیگران موافق نیستید -و به خصوص وقتی دیگران شما را تحقیر میکنند یا به شما نفرت میورزند- مهربانی، سخاوت و مهربانی خود را ابراز کنید.
اگر احساس خونگرمی، مهربانی و سخاوت نداشته باشید چه؟ خبر خوب این است: مهم نیست. نخست اینکه بین محرک و پاسخ برای همه ما فرصتی هست؛ تسلط بر خود به معنای انتخاب آگاه پاسخ خود به محرکها است. وقتی کسی با شما با تحقیر رفتار میکند، مجبور نیستید که به همان شکل پاسخ دهید؛ شما انسانی هستید که میتوانید آگاهانه انتخاب کنید. میتوانید اخلاقی رفتار کنید.
علاوه بر این، این انتخابهای اخلاقی احساسات شما را بهبود میبخشند. بخش زیادی از علم مدرن نشان میدهد که اینطور است. وقتی لبخند میزنیم، احساس شادی بیشتری میکنیم. وقتی قدردانی خود را ابراز میکنیم، احساس سپاسگزاری بیشتری میکنیم. وقتی عشق میورزیم، احساس عشق بیشتری میکنیم.
هر یک از ما میتوانیم از همین امروز چرخه نفرت را بشکنیم. آیا احساس میکنید در رسانههای اجتماعی مورد حمله قرار گرفتهاید؟ با گرمی پاسخ دهید و با بردباری، مهاجم خود را خلع سلاح کنید. اگر کسی را دیدید که در مورد افرادی که مانند شما فکر میکنند، کنایه میزند، با مهربانی پاسخ دهید. میخواهید در مورد افرادی که با شما مخالفند، حرف توهینآمیزی بزنید؟ در عوض، نفس عمیقی بکشید و سخاوت نشان دهید.
عیسی تعلیم داد: «دشمنان خود را دوست بدارید.» شما قدرت انجام این کار را دارید، زیرا عشق نگرشی است که میتوانید انتخاب کنید. با انتخاب آن، عموماً متوجه خواهید شد که آن شخص در نهایت دشمن شما نبوده است.
چگونه این امر به مقابله با بحران گسترده تحقیر کمک میکند؟ مهربانی مسری است. همانطور که مردم رفتار بد را تقلید میکنند، رفتار خوب را نیز تقلید میکنند. همه ما میخواهیم انسانهای شادتر و بهتری باشیم. بهترین راه برای هر یک از ما برای بهبود جامعه، الگوسازی رفتاری است که راهی به جلو ارائه میدهد. دیگران نیز از ما پیروی خواهند کرد. ممکن است تغییر جامعه زمان زیادی طول بکشد، اما این تغییر قطعا زودتر از اقدامات فردی تک تک ما اتفاق نخواهد افتاد.
فرصت طلایی شما برای شروع التیام فرهنگی -و بهبود زندگی خودتان- به محض رویارویی بعدی شما با دیگران از راه خواهد رسید. آیا از این فرصت استفاده خواهید کرد؟
چهاردهمین دالایی لاما، تنزین گیاتسو، رهبر معنوی تبت و برنده جایزه صلح نوبل است. آرتور سی. بروکس رئیس موسسه امریکن انترپرایز، ستوننویس واشنگتن پست و نویسنده کتاب «دشمنانت را دوست بدار».
برای مشاهده منبع این مقاله اینجا کلیک کنید.


Comments