این سه اصل میتوانند کمک کنند کنشگران از فرسودگی دور بمانند و به تلاش برای جهانی بهتر ادامه دهند.
در پی رویدادهای اخیر، بسیاری انگیزه یافتهاند در خیابان راهپیمایی کنند، با نمایندگانشان در کنگره تماس بگیرند یا حتی هنر اعتراضی خلق کنند. کسانی که هرگز خود را کنشگر نمیدانستند، اکنون احساس میکنند باید کاری بکنند. کنشگرانِ باتجربه با چالشِ ازسرگرفتنِ تلاش، بدون فرسودهشدن، روبهرو هستند. بسیاری از ما پس از ماهها تهدیدِ آزادیهای مدنی، حقوق بشر و سلامت نهادهایمان احساس خستگی میکنیم. در چنین زمانی، همه باید بدانیم چگونه کنشگری را در بلندمدت ادامه دهیم.
ذهنآگاهی راهی پیشِ رو میگذارد.
برای بسیاری از ما، ذهنآگاهی چیزی بیش از روشی فردگرایانه برای کاهش تنش است. چنانکه تیک نات هان میآموزد، صلحسازی از درونِ خودمان آغاز میشود؛ اما تأمل به شفقت میانجامد و شفقت مستلزم اقدام برای رسیدگی به رنج است. این کار برای دگرگونکردنِ جهان از راه تغییر اجتماعی، سیاسی، اقتصادی یا زیستمحیطی، کنشگری است.
در ادامه سه اصلِ کنشگریِ پایدار را میخوانید که از آموزههای الهامبخشِ گریس لی باگز گرفته شدهاند؛ کنشگری مادامالعمر که تا زمان درگذشتش در سال ۲۰۱۶، در صدسالگی، فعال ماند. باگز از انقلابی فرهنگی سخن میگفت که در آن نگاهِ ما به خود، پیرامون و نهادهایمان دگرگون میشود. او طرفدارِ ساختنِ زندگی بود، نه فقط گذرانِ زندگی؛ از راه تأمین خوراک خود، آموزش فرزندان و پذیرفتنِ مسئولیت بیشتر در برابر یکدیگر و اجتماعهایمان.
۱. جان بگیرید
پژوهشهای تازه نشان میدهند جستوجوی معنا به بسیاری از مردم انگیزه میدهد و برای بسیاری از آنان، کنشگری معنادارترین کاری است که در زندگی انجام میدهند. احساسِ فراخواندهشدن به انجام این کار آن را بیدار میکند و جانگرفتن از احساسِ یافتن معنا در کار، آن را تداوم میبخشد.
باگز میآموزد کنشگری یعنی دیدنِ اینکه «رهبران خودِ ماییم» و میتوانیم همان تغییری باشیم که میخواهیم در جهان ببینیم. این به معنای برداشتنِ تمام بارِ تغییر بر دوش خود نیست؛ یعنی نقشی برای ایفا پیدا کنیم. شکلهای بسیاری از کنشگری وجود دارد و هرکس میتواند مطابق تواناییهایش سهمی داشته باشد، جهانی بیندیشد و محلی عمل کند.
هرچند بعضی خود را کنشگر تعریف یا معرفی میکنند، همه در عملِ روزمره هم توانایی و هم مسئولیت دارند شیوهٔ رابطهٔ فردی و جمعیمان با یکدیگر و با جهان اجتماعی را تغییر دهند. تمرین ذهنآگاهی کمک میکند بدانیم چه کسی هستیم و چه میتوانیم بکنیم، و سپس انجامش دهیم.
این کار میتواند به سادگیِ تنفسِ آگاهانه باشد: توجه به نفس، دم و بازدم، بهویژه وقتی تنش یا اضطرابِ زیادی دارید. هیچچیز مانند شمردنِ نفسهای خودتان شما را از زندهبودن آگاه نمیکند!
۲. پیوند برقرار کنید
پژوهشهای انجامشده تا امروز میگویند پیوند اجتماعی بزرگترین عاملِ پیشبینیکنندهٔ شادکامیِ فردی است؛ و کنشگری بدون احساس پیوند هیچ است. همراهشدن با دیگران در مبارزه آن را زنده نگه میدارد و یادآوری میکند تنها نیستیم. پژوهشها همچنین نشان میدهند احساسِ پیوند فقط حالمان را خوب نمیکند؛ ما را به انجامِ کارهای خوب نیز وامیدارد.
پیوند با کسانی که دشمن میپنداریم نیز حیاتی است. باید در برابر بیعدالتی مقاومت کنیم و همچنین در برابر جداییِ مخربِ خود از دیگران، از راه تقسیم مردم به «ما» و «آنها»، تسلیم نشویم.
مراقبهٔ ذهنآگاهانه شاید کمک کند دیگران را روشن ببینیم و عمیق گوش بدهیم و از پیوند متقابل با همهٔ موجودات آگاه شویم. نوع مشخصی از مراقبه به نام مهرورزی وجود دارد که میتواند این احساس پیوند را تقویت کند، از جمله شفقت نسبت به کسانی که دشمن میدانیم یا به ما آسیب زدهاند.
پیوند همچنین یعنی نظام را رها نکنیم، بلکه خود را بخشی از آن بدانیم. باگز یادآوری میکند نمیتوانید جامعهای را تغییر دهید، مگر مسئولیتش را بپذیرید؛ مگر خود را متعلق به آن و مسئولِ تغییرش بدانید.
۳. مراقبت کنید
کنشگری از اهمیتدادن و مراقبت سرچشمه میگیرد و ما را فرامیخواند دایرهٔ شفقت را گسترش دهیم تا همهٔ موجودات و خودِ زمین را در بر بگیرد.
این شفقت باید از خودمان آغاز شود. خودشفقتیِ آگاهانه به معنای از زیر مسئولیت دررفتن نیست. چنانکه کنشگران معنویِ سنتهای مختلف، مانند توماس مرتون، مهاتما گاندی و دالایی لاما، آموختهاند، پرورش شفقت نسبت به خود است که امکان میدهد حقیقتاً با دیگران شفقت داشته باشیم. پژوهش نیز نشان میدهد تمرینهای مراقبهٔ ذهنآگاهی شاید پاسخهای مشفقانه به رنج را افزایش دهند. همان پژوهش شواهدی دارد که شفقت همچنین به اقدام در جهان انگیزه میدهد.
چنانکه پل اکمن، روانشناس، استدلال کرده، خشم در کنشگری جایگاهی دارد. اما خشم پایدار نیست؛ برای یک عمر، بیش از حد داغ میسوزد. باگز باغبانی، مراقبت از خود و مراقبت از دیگران را تغذیهکنندهٔ کنشگری میدانست. همین کنشهای مراقبتاند که ما را، هم بهعنوان فرد و هم جامعه، از دشوارترین زمانها عبور خواهند داد.
کنشگری شجاعتِ اقدام جسورانه برای تغییر اجتماعی میخواهد، اما پذیرشِ آنچه نمیتوانیم تغییر دهیم را نیز میطلبد. به صبوری و درکِ این نیاز داریم که راه دراز است و ما نخستین کسانی نیستیم که کوشیدهاند جهان را تغییر دهند. ساختن جهانی صلحآمیز و عادلانه رویدادی یکباره نیست، بلکه فرایندی مداوم و پیوندخورده با تغییرِ آهسته و تدریجی است. تمرینهای ذهنآگاهی میتوانند کمک کنند در لحظه حاضر بمانیم، در مبارزه مشارکت کنیم و قدردانِ فرصتِ خدمت باشیم.
این نوشته ترجمهٔ فارسی «How to Sustain Your Activism» است که نخستین بار در Greater Good (دانشگاه برکلی) منتشر شد. متن اصلی: How to Sustain Your Activism
